احمد بهشتى

425

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

براى همين گرايش كلام معتزلى به عقل عملى و حسن و قبح عقلى است كه بايد كلام آنها را كلام جدلى ناميد . خواجه طوسى كوشيده است كه كلام شيعى را از صورت كلام جدلى خارج كند و آن‌را عقلانى و فلسفى سازد . با اين‌حال ، كلام خواجه هم در بسيارى از مسائل ، جدلى است . متكلمان معتزلى در مسئلهء خير و شر و اين‌كه از خداوند شرّى صادر نمىشود ، به حسن و قبح عقلى روى آورده‌اند . از نظر آنها صدور شر از خداوند قبيح است و خداوند مرتكب قبيح نمىشود ؛ چرا كه ارتكاب قبيح يا از روى جهل است يا از سر نياز . خداوند متعال نه جاهل به قبيح است و نه نيازى به ارتكاب قبيح دارد . خداوند ، ظلم نمىكند ، بلكه بر مسند عدل نشسته و كارهايش عادلانه است ؛ چرا كه ظلم ، قبيح و عدل ، نيكوست . « 1 » حسن و قبح عقلى به عقل عملى مربوط است ، نه به عقل نظرى . عقلاى عالم ، بر اساس مصالح فردى و اجتماعى برخى از كارها را نيكو و برخى از كارها را زشت مىشمارند و حكم به بايد و نبايد مىكنند . لازم نيست هرچه به صلاحديد عقلا و عقل عملى خوب يا بد است ، از ديدگاه عقلى نظرى هم مورد امضا باشد ، ممكن است عقلا سوار شدن بر هواپيما را نيكو بشمارند ، ولى عقل نظرى آن‌را نپسندد . عمليّات انتحارى مجاهدان ممكن است مورد امضاى عقلا و عقل عملى باشد ، ولى عقل نظرى بر آن صحّه نگذارد و ممكن است در هردو ديدگاه مطلوب و پسنديده باشد . شراب‌خوارى و اعتياد به مواد مخدّر از ديدگاه عقل عملى نامطلوب است ؛ چرا كه به نظام زندگى اجتماعى لطمه مىزند . از ديدگاه عقل نظرى نيز ناپسند است ؛ چرا كه موجب بيمارى و اختلال بدنى و گاهى مرگ انسان مىشود . بنابراين ، ميان عقل نظرى و عقل عملى عموم و خصوص‌من‌وجه است . برخى از

--> ( 1 ) . ر . ك : كشف المراد ، مقصد 3 ، فصل 3 ، مسئلهء 2 ، ص 237 .